خانه | شعرها | پنج‌شنبه

پنج‌شنبه




در قطاری نشستم و مرا به شهری برد
که در آن کار می‌کنم
از مزرعه‌ی ذرت گذشتم
درخت‌های سبز هنوز از شب نمناک بودند
انگار آسمان به‌دست وان‌گوگ بی‌معنا و رنگارنگ، رنگ‌آمیزی شده بود

می‌خواستم بنویسم اما واژه‌ها نیامدند
به تو فکر کردم و به پیوند میان چیزها
تو اینجا نبودی
اما خدا می‌داند که من به همین خاطر
درخت‌ها را دیدم
مزرعه‌ی ذرت و آسمان را دیدم
که همه چیز اندوهبار
میرا و زیبا بود.





درباره‌ی شهلا اسماعیل‌زاده

شهلا اسماعیل‌زاده متولد ۱۳۴۳ است. از سال ۱۹۹۹ در هلند زندگی می‌کند و در رشته‌ی گل و باغبانی تحصیل کرده است. او از سال ۲۰۰۳ مسیحی به کار ترجمه مشغول است. وی در این مدّت کلیّات آثار روتخر کوپلانذ، رمکو کامپرت و همچنین آثار بسیاری از دیگر شاعران هلندی را برای نخستین بار به فارسی ترجمه کرده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.