خانه | شعرها | میرایی

میرایی




درخت خوشبخت است که کمتر حساس است؛

سنگ خارا خوشبخت تر که هیچ چیز را حس نمی کند:

هیچ دردی به بزرگی زنده بودن نیست،

هیچ باری سنگین تر از زندگی با آگاهی.

بودن، و هیچ ندانستن، و راهی نداشتن

و هولِ بوده باشیدن، و ترس های آینده…

و ترس مسلم از فردا مردن،

و رنج کشیدن، تمام عمر را، تاریکی را،

و آنچه نمی دانیم و به زحمت به آن شک داریم را…

و جسمانیتی که ما را وسوسه می کند با خوشه های انگور،

و مقبره ای که ما را انتظار می کشد با روایحِ مجلس ختم،

و ندانستن آنکه به کجا می رویم

و بهر چه آمده ایم!





درباره‌ی کامیار محسنین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.