خانه | شعرها | موخره

موخره




گل آفتابگردان

گلبرگ هایش را باز کرد

گل حنا در را بست

به روی خانه شگفتش

آن روز

تو افتادی

به سان یک کتاب

از قفسه

بر خیال من

از آن زمان، ماه

بر نخاسته است

از همان سویِ

آسمانِ ما





درباره‌ی کامیار محسنین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.