خانه | شعرها | تکلیف

تکلیف




با ترس و لرز، فکر می کنم سرشار می کردم زندگیم را،

تنها اگر به خود می قبولاندم که در ملا عام اقرار کنم،

                                   ریاکاری خودم

و زمانه ام را آشکار کنم:

ما اجازه داشتیم به زبان دیوها جیغ بکشیم و کوتوله ها

کلمات پاک و مهربانانه ممنوع بودند اما

با مجازات هایی آنچنان سخت که اگر کسی یکیشان را به زبان می آورد

خود را آدمی از دست رفته فرض می کرد.





درباره‌ی کامیار محسنین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.