خانه | شعرها | معنی

معنی




وقتی بمیرم، واگشت دنیا را می بینم.

روی دیگر، در پس پرنده، کوهستان، غروب.

معنای واقعی، آماده رمزگشایی.

آنچه بی مفهوم بوده، مفهوم می یابد،

آنچه درک ناپذیر بوده، درک می گردد.

و اگر هیچ واگشتی نداشته باشد دنیا؟

اگر توکای روی شاخه نشانه ای نباشد،

مگر توکایی روی شاخه؟

اگر در توالی روز وشب

هیچ مفهومی نباشد؟

و اگر این زمین هیچ نباشد

مگر این زمین؟

حتی اگر چنین باشد، باقی می ماند

کلامی برخاسته از لبانی رو به هلاک،

پیغام آوری خستگی ناپذیر که می دود و می دود

در پهندشت میان ستارگان، در میان کهکشان های در حال دوران،

و هشدار می دهد، اعتراض می کند، فریاد می کشد.





درباره‌ی کامیار محسنین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.