خانه | شعرها | از طرف کسی که ماند | امی لاول

از طرف کسی که ماند | امی لاول




شهر به چشمم خالیست حالا که نیستی تو

برهوتِ خیابان های غم انگیز ، جایی که دیوارهای متروکه

هیچ میلی را مستور نمی کنند : غروب می کند خورشید

خوفناک ، مبدّل ،  آندم که ژرفای تابانش

پاشیده روی صورتک های سپید مدفون درون دالان های سنگ.

زوزه ی موتور ها ،  آمیخته

با صدای بازی بچه های کوچه ، دراین فاصله می پیچند

محو می شوند اما زود ، در مویه های مدید .

آخر، ارضای کدام نیاز به زحمتش می ارزد ؟

در حیرتم

که دیگران دوباره باز راه های رفته را می روند

بیزارم از شوقشان به  هر آنچه دارند

گله های اشباحی که تکرار می کنند

روال های کهنه را .  تنهایم ،  می دانم

روزها

هنوز زاده می شوند

و جهان

پرکرده  جای خالی تو را76d585b17e573ecc2a9bc0250c6783a3

 





درباره‌ی باهار افسری

باهار افسری، شاعر، مترجم و‌ مدرس . متولد ۱۳۶۳ در شیراز . دانش‌آموخته‌ی رشته مترجمی و مطالعات ترجمه در مقاطع لیسانس و فوق‌لیسانس. موضوع پایان‌نامه ارشد وی «بررسی performabilty و Readability شش ترجمه فارسی نمایشنامه‌ی در انتظار گودو از منظر تئوری اسکوپوس» بوده است . او عضو انجمن صنفی مترجمان ایران است و دبیر بخش شعر جهان نشریه ادبی مایا بوده است و با نشریاتی همچون نیویورکر فارسی، نوشتا، شبکه‌ آفتاب، تاک، همکاری داشته و از وی آثاری در چند آنتالوژی از جمله «این روشنای نزدیک » به چاپ رسیده است. ترجمه یک مجموعه داستان به نام "هر چیزی ممکن است" نوشته ی الیزابت استراوت از وی توسط نشر نفیر منتشر شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.