خانه | شعرها | آیین ها

آیین ها




هر بار که بر می گردم

به میهنم

پس از سفری طولانی،

اول کار که می کنم

پرس و جو درباره کسانیست که مرده اند:

تمام آدمیان قهرمانند

به صرف عمل سهل مردن

و قهرمانان ما را آموزگارانند.

 

و دوم،

درباره زخم خوردگان.

 

تنها آنَک،

وقتی این آیین کوچک تمام می شود،

برای خود طلب می کنم حق زیستن را:

می آشامم، می خورم، می آرامم

چشم هایم را می بندم که روشن تر ببینم

و کینه توزانه می خوانم

ترانه ای از تغییر قرن را.





درباره‌ی کامیار محسنین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.