خانه | شعرها | ببین غلظت هوس را (بخش اول)

ببین غلظت هوس را (بخش اول)




از زنجره ها و سنگ ها، واژه ها می خواهند که زاده شوند.

اما شاعر زندگی می کند

به تنهایی در دالان اقمار، در خانه ای از آب.

از نقشه های جهان، از میان بر ها، سفرها می خواهند که زاده شوند.

اما شاعر سکنی می گزیند

در دشت کلبه های دیوانگی.

 

از جسم زنان، مردان می خواهند که زاده شوند.

و شاعر از پیش وجود دارد

در میان نور و بی نشانی.





درباره‌ی کامیار محسنین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.