خانه | شعرها | نیستم تنها

نیستم تنها




شب است که مهجور است

از نوک کوه تا به دریا.

من اما؛

من که به جنبش وا می دارم تو را؛

نیستم تنها!

 

آسمان است که مهجور است

چون ماه فرو می افتد به دریا.

من اما؛

من که در بر می گیرم تو را؛

نیستم تنها!

 

جهان است که مهجور است؛

و هر جسمانیت که در آن می بینی

چه غم افزا.

من اما؛

من که در آغوش می گیرم تو را؛

نیستم تنها!





درباره‌ی کامیار محسنین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.