خانه | شعرها | رنگی در همین آسمان| تونی هوگلند

رنگی در همین آسمان| تونی هوگلند




باد می‌آید و من حالم خوش نیست

با ماشین از روی تپه‌ها می‌گذرم و از سر کار به خانه بر می‌گردم

جاهایی از این جاده تاریک است

وقتی از بین جنگل انبوه می‌گذری،

به چشم‌انداز رو به اقیانوس که برسی

نقطه‌های روشن پدیدار می‌شوند

اما اینها دلیل نمی‌شوند که این جاده یک تمثیل باشد.

 

باید به ماری زنگ بزنم و عذرخواهی کنم

که دیشب سر شام این همه بی‌حوصله بودم

اما آیا واقعا می توانم قول بدهم دیگر اینطور نخواهد شد؟

در هر صورت، حالا دلم می‌خواهد درختان را تماشا کنم که تاب می‌خورند

چنان که انگار برانگیخته شده باشند.

 

بهار است دیگر، همه چیز ظریف و شکننده به نظر می‌آید.

آسمان به رنگ آبی روشن‌ است، و برگ‌های تازه شکفته

پر از سبزینه‌ی نوزادند

به رنگ ناآزمودگی.

 

ترانه‌های تابستان گذشته دوباره به رادیو برگشته‌اند،

و بر پل روگذر بزرگراه

تنها خرابکار اهل متافیزیک در آمریکا

با اسپری، بزرگ و سیاه نوشته:

خاطره عاشق زمان است.

 

نمی‌توانی از خودت نپرسی یعنی زمان هم عاشق خاطره‌ هست؟

 

دیشب دوباره خواب ایکس را دیدم.

این دختر مثل لکه‌ای بر ملافه‌‌های ناخودآگاه من مانده.

سالها پیش چنان در من رخنه کرد

که با اینکه دائم می‌سابم و می‌سابمش

هرگز نشد به تمامی از خود پاکش کنم،

حالا اما خوشحالم.

 

آنچه خیال می‌کردم پایان ماجراست بعد شد میانه‌ی داستان.

آنچه خیال می‌کردم دیواری است آجری بعد شد یک تونل.

آنچه خیال می‌کردم بی انصافی است

بعد شد رنگی در همین آسمان.

 

بیرونِ باشگاه جوانان، بین مغازهٔ لیکورفروشی

و ایستگاه پلیس،

یک درخت ذغال اخته عقلش را از دست داده؛

خودش را در شکوفه غرق کرده،

مثل کف سفید آبجو،

مثل عروسی که پیراهنش را بکَند،

 

شکوفه‌های سفید برفی‌اش، انگار ابرهایی که بر زمین می‌ریزند،

 

این همه زیاده‌روی طبیعت ناپسند به نظر می‌رسد

تمام هفته کارش همین است:

زیبایی ساختن

بر باد دادن

و باز بیشتر زیبایی ساختن.

 





درباره‌ی آزاده کامیار

آزاده کامیار در دی ماه ۱۳۵۹ در شهر شاهی به دنیا آمد. رشته‌ی ترجمه را در دانشگاه تا کارشناسی ارشد دنبال کرد، چند سالی علاوه بر ترجمه در دانشگاه آزاد ترجمه تدریس کرد، حالا اما فقط مترجم و ویراستار تمام وقت است. گاهی نیز کارگاه‌های ترجمه برگزار می‌کند. اولین اثرش در مجله کارنامه منتشر شد. با مجلات عصر پنج‌شنبه، شوکران، نویسار، آزما و همشهری داستان و ... ادامه یافت. نخستین اثر رسمی‌: مجموعه شعرهای لیندا پاستان با عنوان «دوئتی برای یک صدا« (نشر چشمه). آثار بعدی: مجموعه شعرهای لی‌ یانگ لی با عنوان «کتاب شب‌هایم» (نشر حکمت کلمه)، مجموعه شعرهای لئونارد کوهن با عنوان «کتابِ خواستن« (نشر حکمت کلمه)، کتاب «در دام کمال‌طلبی» نوشته روان‌شناس و اسطوره‌شناس کانادایی ماریون وودمن (نشر هیرمند). مجموعه شعرهای ایلیا کامینسکی با عنوان «رقص در اودسا»، کتابی که به‌گفته‌ی وی برایش حکم کتاب مقدسش را دارد، از دروازه‌ی ارشاد درون رفت و به در نشد. پس تبدیلش کرد به کتاب الکترونیکی و حالا در وب‌سایت شخصی‌اش در دسترس است. از این کتاب‌ها هویداست علاقه‌ی اصلی‌اش شعر و اسطوره است، که برای وی مترادفند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.