خانه | شعرها | دعای نویسنده

دعای نویسنده




اگر قرار است به جای مردگان سخن بگویم، باید

جانور تن را ترک گویم،

 

باید همین شعر را دوباره و دوباره بنویسم

چرا که صفحه‌ی نانوشته پرچم سفیدی ست که می‌گوید رفتگان ما تسلیم شده‌اند.

 

اگر قرار است به جای آنان سخن بگویم، باید بر لبه‌ی مرز ِ

خویش قدم بردارم، باید چون مردی نابینا زندگی کنم

 

که در اتاق‌ها می‌گردد بی‌آنکه

به اسباب و اثاثیه برخورد کند.

 

آری این‌طور زندگی خواهم کرد.  می‌توانم از خیابان بگذرم و بپرسم: «چه سالی است؟»

می‌توانم در خواب برقصم

 

و در برابر آینه بخندم.

که حتا خواب هم دعاست،

 

خداوندگارا، جنون را در تو می‌ستایم، و

به زبانی که از آن من نیست از موسیقی‌ای سخن می‌گویم

 

که ما را بیدار می‌کند، موسیقی‌ای که در آن راه می‌رویم

چرا که هر چه می‌گویم

 

دادخواهی است، و تاریکترین روزها را

باید که ستایش کرد.





درباره‌ی آزاده کامیار

آزاده کامیار در دی ماه ۱۳۵۹ در شهر شاهی به دنیا آمد. رشته‌ی ترجمه را در دانشگاه تا کارشناسی ارشد دنبال کرد، چند سالی علاوه بر ترجمه در دانشگاه آزاد ترجمه تدریس کرد، حالا اما فقط مترجم و ویراستار تمام وقت است. گاهی نیز کارگاه‌های ترجمه برگزار می‌کند. اولین اثرش در مجله کارنامه منتشر شد. با مجلات عصر پنج‌شنبه، شوکران، نویسار، آزما و همشهری داستان و ... ادامه یافت. نخستین اثر رسمی‌: مجموعه شعرهای لیندا پاستان با عنوان «دوئتی برای یک صدا« (نشر چشمه). آثار بعدی: مجموعه شعرهای لی‌ یانگ لی با عنوان «کتاب شب‌هایم» (نشر حکمت کلمه)، مجموعه شعرهای لئونارد کوهن با عنوان «کتابِ خواستن« (نشر حکمت کلمه)، کتاب «در دام کمال‌طلبی» نوشته روان‌شناس و اسطوره‌شناس کانادایی ماریون وودمن (نشر هیرمند). مجموعه شعرهای ایلیا کامینسکی با عنوان «رقص در اودسا»، کتابی که به‌گفته‌ی وی برایش حکم کتاب مقدسش را دارد، از دروازه‌ی ارشاد درون رفت و به در نشد. پس تبدیلش کرد به کتاب الکترونیکی و حالا در وب‌سایت شخصی‌اش در دسترس است. از این کتاب‌ها هویداست علاقه‌ی اصلی‌اش شعر و اسطوره است، که برای وی مترادفند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.