خانه | شعرها | لبخند

لبخند




تو به رویم لبخندزدى و هیچ نگفتى و من احساس کردم که دیرى این را چشم مى‏داشته‏ام.





درباره‌ی ع. پاشایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.