خانه | شعرها | دعای خیر

دعای خیر




این دل کوچک را و این روان سپیدى را که زمین ما را از آسمان بوسه ربوده است، دعاى خیر کن. او آفتاب را و دیدار سیماى مادرش را دوست مى‏دارد. نیاموخته‏است که خاک را خوار بشمرد و به زر عشق‏بورزد. او را به سینه‏ات بفشار و دعاى خیرش ‏کن. او به این دیار صدچارسو آمده ‏است. نمى‏دانم که از این میان تو را چه‏گونه برگزید، بر در ِتو آمد، و دستت را گرفت تا راهش را بپرسد. او، خندان و گویان، در پى تو خواهد آمد، و در دلش هیچ شک نیست. اعتمادش را نگاه‏ دار، راه راستش بنما و دعاى خیرش کن. دست بر سرش نه و دعا کن که اگرچند خیزاب‏هاى زیرین برمى‏آیند به تهدید، بادى از فراز برآید و بادبان‏هاى او پرباد کند و به لنگرگاه آرامش روانه‏اش سازد. در شتابت از یادش ‏مبر، بگذار که به قلبت درآید، و دعاى خیرش کن.





درباره‌ی ع. پاشایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.